من نگران رفیقمم
هی...
کجایی رفیق...
زنده ای؟مرده ای؟
زنگ زدم زنگ زدی اما نشد حرف بزنیم....
دیشب قرار بود امروز بهم زنگ بزنی که....
تمام دیشب خوابت رو دیدم....
فکر کنم یه چیزیت هستا....
دیروز چرا دیر رفتی خونه ؟ گل خوشگلت که چیزیش نیست از همسر مهربانت پرسیدم.....پس حتما خودت دلت گرفته ....ها ؟؟؟
اینم از کامنت دیروزت......
رفیق دلم می خواد بچه ها مون رو کول کنیم با هم بریم رااااااااااااااااااااااااااااااه بریم...
ای روزگار...
دلم برای حرف زدن ، گوش کن " حرف زدن" با تو تنگ شده........
نه این چرت و پرت ها که گاهی می گیما نه.....برای "حرف زدن" تنگ شده.....
خیالی نیست این هفته میام پیشت....
باید حتما توی چشمات نگاه کنم تا مطمئن شم خوبی....
می دونی که
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 14:11 توسط علاقه مند به دریا ها
|