کنفرانس هم اومد و رفت و ....
خوب بود همه چی ...
خدا رو شکر
خوب بود همه چی ...
خدا رو شکر
غم انگیزه وقتی کسی رو دوست داشته باشی اما به دردیش نخوری......
خیلی غم انگیزه که اون با تو هم احساس تنهایی کنه...
احساس الانم مثل فشرده شدن گلوم تلخه...خیلی تلخ...
کاش می شد همه ی غم های توی دلش رو خدا می ریخت توی دل من تا اون یک کم فقط یک کم آروم تر و شاداب تر باشه......
هی روزگار لعنتی....
هی وای من....
خوندمش.....خوب بود....
فصل الحاقی کتاب روح ملل از مهدی بازرگان....
نقد کوتاه شریعی هم جالب بود...
خوشم اومد اما چه فایده...
وقتی یه دردی رو بفهمی ؟
وقتی درمانش رو نمی دونی!
دونستنش یه جور دهن کجیه به نظرم!!!!
احتمالا لینک دسترسی بهش رو بذارم اینجا فعلا در دسترسم نیست
آقا جان تعارف نداریم یک سری چیزها را قبول ندارم....
اما خداوند جهان را قبول دارم ....
خب من حرفم این است که اگر قرار بود سر مواقع حساس و تصمیمات حساس و غیره بگویم عقل بشر قد نمی دهد باید از نظر فلانی تبعیت کند خب خدای متعال چرا این مغز را در جمجمه ی ما نهاد ....
خب این غیر از انفعال اسمش چیست؟
حالا فلانی اش به کنار.....اصلا خود خدا بیاید بشود همان فلانی....
چه فایده دارد این مغز؟
بقیه اش را نمی توانم بنویسمفکر کنم اولین بار بعد از ازدواجمون باشه که تا این حد از هم دور شده باشیم!
یک روز و دو روز و سه روز ماموریت و اردو و سفر بوده اما نه روز نبوده تا حالا....
خب اینم یه جورشه دیگه..امیدوارم که خدا ازش قبول کنه چون یه جورایی نذر بود....وگرنه اونم دلش نمی خواست بدون ما بره.....
شایدم اگه هوایی جور می شد مهیار رو می بردیم اما زمینی با بچه ی پنج شش ماهه خدایی سخته....
فکر کن امام حسین چه جوری با حضرت علی اصغر از مدینه رفته مکه بعدم کربلا.....
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله...
از من هم زیارت از راه دورم رو قبول کن امام مهربونم....
و مواظب محسن باش
تنها نگرانی من نا امنی عراق هست ...خدا این امریکایی ها رو هدایت کنه ........
امیدوارم که از این سفرش بهره ببره.......
فقط می خواستم همین رو بگم....
این روزا غصه هام زیاده....زیاد
شلللللللللللللللللللللللللللللوغ در حد تیم ملی!
در حدی که ما در صف خرید کمتر از ده قلم ایستادیم و برگشتیم خونه یعنی فرار کردیم
مثل همیشه در وقت اضافه و بدو بدو ....
ممکن بود بالکل فرصتش از دست بره....
راستی برای کنفرانس هم ثبت نام کردیم ....
از شر این پایان نامه هم خودم رو خلاص کنم دیگه راحت می شم.......
بدم بره کتابخونه پی کارش....
خدایی گندش رو در آوردم اه اه اه