....
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه
سهمگین
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:44 توسط علاقه مند به دریا ها
|
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه
سهمگین
>>>نه تو می مانی و نه اندوه
>>>و نه هیچیک از مردم این آبادی...
>>>به حباب نگران لب یک رود قسم،
>>>و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
>>>غصه هم می گذرد،
>>>آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
>>>لحظه ها عریانند.
>>>به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
حالم خوش شد....
شکر.
بغض ِ غزلی بی لب............
افتاده ترین عاشق.........
زیر سم اسب شب..........
.................................................................................................................................
همین
فقط خواستم آپ باشم...