یکی از سوالات همیشگی ام این است که چرا طبیعت خود را مخفی می کنیم؟ یا چرا خود را به خاطر اموری طبیعی سرزنش می کنیم....

دو سه شب قبل من در آغاز سیکل خونریزی ماهیانه ام متوجه شدم که به جز یکی ، دیگر پد بهداشتی در خانه ندارم ! ما جرا این شد که به مهمانی رفتیم و بعد در مسیر برگشت به همسرم گفتم تا از داروخانه برایم یک بسته تهیه کند ...به علاوه ی یک شامپو ....

وقتی داشت از پله های داروخانه پایین می آمد دیدم یک پلاستیک سیاه توی دستش است . و ناخوداگاه به این فکر کردم که چرا ؟؟؟

چرا باید این بسته پد بهداشتی مثل یک محموله ی ممنوع توی پلاستیک سیاه پنهان جاسازی شود ؟

در حالیکه شامپو توی یک پلاستیک سفید مات بود که رویش عکس تبلیغ کرم مرطوب کننده چاپ شده بود .... اگر هم می خواستند که محتوی پلاستیک دیده نشود لازم نبود حتما توی آن پلاستیک سیاه پنهانش کنند ....

اصلا چرا پنهانش کنند ؟

مگر مواد مخدر است ؟

بعد فکر کردم چرا باید به فکر پنهان کردن یک چنین چیزی افتاده باشیم ؟

مگر نه این است که همه ما را مادرانمان به دنیا آورده اند !!! و مگر نه این است که همه ی مادرانمان هر ماه این سیکل را طی کرده اند ... سال ها از ابتدای نوجوانی تا سن یائسگی !!!

آیا چه چیزی است که باعث خجالت است ؟

مثلا اینکه در بدن ما خون جریان دارد ؟ و یا ریختن سلول های دیواره ی رحم ؟

بعد ناگهان یاد هزار تا مساله مشابه هم می افتم ..... خانم هایی را به یاد می آورم در هنگام برگزاری نماز، الکی وانمود می کردند که نماز می خوانند در حالیکه در ایام خونریزی خود بودند .....  آقایانی را به یاد می آورم که خجالت می کشند برای خانم خود پد بهداشتی یا ژل شستشو بخرند و تهیه این اقلام وظیفه ی خود خانم است !!! ....یاد صحبت های دوستان در خصوص نحوه ی پاسخ به فرزندان کنجکاوی که پرسیده اند این چیه ؟....یاد همه ی مخفی کاری های مربوط به این ماجرا !!!

و یک باره با خودم می گویم آخر چرا موضوعی به این پیش پا افتادگی تا این حد مورد پنهان کاری قرار می گیرد ؟

آیا ما خانم ها خودمان کاری می کنیم که باعث سر شکستگی ماست ؟

آیا ما می توانیم تصمیم بگیریم و دیگر چنین سیکلی را طی نکیم ؟

اصلا آیا این سیکل مایه خجالت است ؟ یا مایه بقای نسل و حیات و زندگی ؟!

بعد فکر کردم چرا این چنین مسائل را از فرزندان خود از ابتدا پنهان می کنیم و چه برای دختران و چه پسرانمان مشکلاتی در دوره های نوجوانی ایجاد می کنیم ؟

چرا به بچه خود نمی گوییم که چون در سیکل ماهیانه هستم امروز حال جسمی مناسبی ندارم و نمی توانم با تو بدو بدو بازی کنم؟ بدون هیچ حاشیه ای ، بدون ایجاد هیچ انحرافی ، همان طور که وقتی سرما می خوریم می گوییم امروز را نمی توانیم آب بازی کنیم!!

چرا طبیعت خود را مخفی می کنیم و می دانیم که بعدها وقتی بچه ما با این مسائل مواجه شد هیچ تجربه  درستی از قبل از زبان مادرش ندارد ؟

آیا نگفتن این مسائل و مخفی کردن این ها مساوی با حیا ست ؟ این که بچه ما این محصول را هر ماه در سبد خرید خانواده ببیند بی حیایی مادرش است ؟

آیا نوشتن این پست هم مصداق بی حیایی است ؟