امروز خبر بدی راجع به کشته شدن یک بچه مدرسه ای به علت برخورد فیزیکی معلمش شنیدم
واقعا دلم سوخت ...طفل معصوم از دنیا رفته ...معلم به خاطر اینکه شاگرد کتاب درسی اش را نیاورده با گوشه ی کتاب به سر بچه ضربه ای زده که بعد از یک هفته بستری شدن در بیمارستان زاهدان بچه ی بینوا تسلیم مرگ شده....دلم گرفت هم برای مادر و پدر بچه دلم سوخت و هم برای آن معلم.....شاید حتی فکرش را هم نمی کرده که عاقبت این تنبیه منجر به مرگ شاگردش می شود...حالا گویا بازداشت است....و این یعنی انتهای غم انگیز یک لحظه ی خشم و خشونت....برای همین هست که می گویند در مسائل تربیتی بچه ها دچار خشم نشوید....ایکاش پدر ها و مادرهایی که روزمره در خیابان می بینم که از سر عصبانیت بچه ها ی جگر گوشه شان را تنبیه بدنی می کنند این دست اخبار را بخوانند و دست از این غفلت بردارند....غفلتی که گاهی باعث پشیمانی های بی بازگشت می شود.......خدایا به این خانواده صبر بده و این طفل معصوم را بیامرز و آن معلم بینوا را مورد بخشش قرار بده.....خدایا به ما انسانها عشق و صبر عطا کن...الهی امین ( خدایا همه ی این کار ها را از تو می خواهم و ما خود چه می کنیم را واقعا نمی دانم ! )
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 22:38 توسط علاقه مند به دریا ها
|