من رو شب صدا کن اما .....اون شبی که تو رو داره...
این هفته برای من بسیار دلپذیر است.....کل هفته را عملا جشن تولد داریم !!!
این روز ها خیلی چیز ها هست که می خوام بنویسم اما فعلا وقتش رو ندارم....
یکی اینکه بعضی وقت ها می خوام خیلی آرامش داشته باشم مثلا برای خودم آهنگ های مورد علاقه ام رو گوش بدم و چایی بخورم یا مثلا برم حمام و سرحال که شدم کتاب هایی رو که خریده ام و هر کدوم در یک مرحله ای کاغذ لاش مونده رو بگیرم دستم و بخونمشون.....یا اصلا یک کم به خودم استراحت بدم اما.....
انگار دنیای واقعی این طوری نیست....
تا لباس های شسته شده رو از روی رخت آویز جمع کنی نوبت شستن دور بعدی ماشین لباسشویی می شه !!! تا ظرف های ماشین رو خالی می کنی نوبت چیدن مجدد ظرف هاییه که تازه کثیف شده.....
تا جارو می کنی دوباره یک جایی یک چیزی ریخته.........هی روزگاره دیگه...
همش می دوی و آخرش به اون لحظه ی آرامشی که می خوای نمی رسی...
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 8:25 توسط علاقه مند به دریا ها
|