دوباره کار
یک وقفه ی طولانی داشتم برای اینجا آمدن !
خب ولی حالم خوب بود و حال خوب در این روزگار حال نایابی ست...
امروز در محل کارم هستم و سعی دارم یک روز فوق العاده ای را بسازم و بالاخره این کار را تمام کنم و بروم و پیشنهاد مدیریت دانشم را مطرح کنم...
پروژه ی قبلی که تمام شد تا من بخواهم پیشنهادم را مطرح کنم یک پروژه دیگر را دادند به من ....البته بد نیست و از قبلی به مراتب بهتر است و آدم واقعا باید قدر شناس باشد که حداقل کاری مطابق را آموخته هایت از تو می خواهند اما خب چون وابسته است به چند نفر دیگر کار من پیشرفت لازم را ندارد و من هی افسرده می شوم و مدیرم هم دائما حرف می زند و معلوم نیست چه می خواهد....
حالا من می خواهم قاااااال این قضیه را بکنم....
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:30 توسط علاقه مند به دریا ها
|