امروز صبح باران بارید

الان هم هوا بسیار عالی ست

یادم باشد که سال 92 نهم تیر هم بارانی نم نمک باریده است...

وقتی داشتم قدم می زدم و هوا را قورت می دادم یک بویی را احساس کردم که بر می گشت به مثلا 5 سالگیم....هوای خنک صبحگاهی با نم باران......

و گفتم چقدر خوب که این قدر خاطره ی بویایی دارم حداقل......

کلی انرژی گرفتم ....

و باز دلم خواست که خانه مان یک جایی غیر از تهران بود که می شد یک حیاط کوچولو داشته باشد و باغچه ای و درختی و گلی و .... یک جایی که هوایش را بشود هر روز قورت داد....

ولی خیلی زود رسیدم به ساختمانمان و مجبور شدم از این هوای دلپذیر دل بکنم و آرزو هایم را هم حواله بدهم به همان دلم ....