این روز ها دلم می خواهد یک کلاسی بروم....بیشتر هم دلم نقاشی می خواهد....نه برای اینکه یاد بگیرم ها .....برای اینکه یک وقتی را به نقاشی اختصاص بدهم....البته منظورم این نیست که نقاشی بلدم ....منظورم این است که یاد گرفتنش موضوعیت ندارد همین که برای خودم خط خطی هم کرده باشم برایم لذت دارد حتی اگر سال ها آموختنش زمان ببرد.....

یک روز هایی که انجمن خوشنویسان می رفتم.....دانشجو که بودم .....از دانشگاه از چهار راه ولیعصر اتوبوس سوار می شدم و می رفتم تااااااا تجریش.....به امید دو ساعتی که در معیت هم کلاسان ، مشق نستعلیق بنویسیم و استاد ، تمرین های خانه مان را تصحیح کنند....

آن روز ها استادم به من می گفت تو می دانی چقدددددددر زمان داری ؟؟ الان نوزده ساله هستی !!!

روزها گذشت و نمی دانم که چه شد که آن فرصت طلایی را از دست دادم....حالا اما حتی همان فضا هم برایم مثل اکسیژن است.....

به شدت علاقه مندم که یک همچون فضایی را دوباره تجربه کنم

البته بهترش این است که یک تخته ی a1 برای خودم ابتیاع کنم و شروع کنم ....