4 سال پیش...
"رای" را دادم......
این بغض لعنتی را قورت دادم.......
نوشتم و " بسم الله الرحمن الرحیم " گفتم و کاغذ تا شده را رها کردم ........
در همان کسر ثانیه چند بار دلم خواست که زمین جاذبه نداشت ......
خدایا ....
تو شاهدی که هر آنچه در توانم بود انجام دادم و برای اینکه سرنوشت قومم تغییر کند بر خواست درونی ام هم پا گذاشتم....... " رای " را دادم ......با غم "حصر خانگی" با غم "دادگاه های فرمایشی " و " زندانیان سیاسی و عقیدتی "........
باشد که مشق دموکراسی کنیم........
اما خودم می دانم که برای احقاق حقوق همان ها که دربندند و کشته شدند رای دادم....چرا که تنها دارایی من در این بازی همین رای بود.......
خدایا کمک کن تا این درد ها التیام یابد.....
و هرگز آن روزهای کش دار و عذاب آور تکرار نشوند ...... تمام این روزهایی که گذشت و انگار هر روز در همان لحظه های نا امیدی و سرخوردگی و خشم شناوری.....تمام این اندوه
آقای رئیس جمهور 4 سال پیش هم رفت .....این نیز بگذرد........