مسائل کاری من
خودمان هم صد بار زدیم توی سر و کله مان تا بتوانیم یک منحی s رسم کنیم که خدا را صد هزار مرتبه شکر انگار اصلا این منحنی قرار نیست تا آخر عمرمان به چشم مبارک ما رخ نشان بدهد !!!!
خلاصه که cd ابتیاعی دوشنبه را زیر و رو کردیم که هیچی دستگیرمان نشد....کلی با خود خجالتی مان سر و کله زدیم تا راضی شدیم و رفتیم که از یکی از همکارانمان از جماعت رجال یک همفکری بگیریم که بنده خدا یک cd دیگری را به ما داد که این یکی نمی دانیم چی داشت که روی کامپیوتر او نصب می شد اما روی کامپیوتر ما نصب نمی شد ......
و کله من دود کرد از بس سرچ زدم روی اینترنت که راه حل مشکلم را بلکه آنجا بتوانم پیدا کنم.....
خلاصه که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم....
امروز داشتم فکر می کردم بروم به مدیر بگویم که یکی دیگر را برای این کار پیدا کند....اما خب بدم هم نمی آید که بتوانم خودم از پسش بر بیایم.....
خلاصه که دخیل بسته ام به این سه تا cd و فایل های pdf آموزشی که دارم تا بلکه این راه حل را پیدا کنم و قول می دهم آگر بتوانم پیدا کنم بیایم توی همین وبلاگ راه حلش را برای همگان بیان کنم که شاید یک مطلب مفیدی هم توی مطالبم پیدا بشود برای مخاطبان
جالب این که مدیر هر چه من گفتم منحی رو این بساط ها .....آن ها برایش مهم نبود گفت کل پروژه ها را در لیست بیاور ....
چهارشنبه بعدی دوباره دیدار خواهیم داشت......
خدایا این هفته یک راهی جلوی پای من بگذار.....
اصلا یکی را پیدا کنم از اول برای من توضیح بدهد.....فکر کنم آی کیو ی آدم ها هم با افزایش سن پایین می آید !!!!
حالا من به شصت سال برسم چی میشم ؟؟!
هنوز یک ساعتی وقت دارم بروم سر کارم.....