اصلا چی را انتخاب کنم؟...
تازه اصلا کی ؟ و چی ؟ را انتخاب کنم ؟
سر و ته یک کرباس که دیگر انتخاب کردن ندارد......
وقتی تمام داستان را از حفظی....که دو فردای دیگر دوباره می گویند مشتی بر دهان استکبار زده شده و ملت شریف از آرمان های جمهوری اسلامی دفاع کردند و .....خب
درست که بر سر یک سری از "آرمان هایت که آرمان های جمهوری اسلامی" هم هست "جان" هم می دهی اما یک آدم چند بار باید دلسرد و دلشکسته شود که چرا آن یک سری" آرمان های دیگرت" را که جمهوری اسلامی بر سرش نمانده را دیگر اصلا نمی خواهد به خاطر بیاورد ؟؟؟؟
دیگر اصلا کسی نیست که بگوید جان من عزیز من یک سری چیز ها هم در این سیستم فراموش شده ها !!!!
تا کی باید کسی را که خودش را به خواب زده بیدار کنم ؟
گیرم که با 70 سیستم درصد موافق اساسی باشم ولی وقتی اصلا نمی خواهند بشنوند که با 30 درصد باقی مانده مخالفم و نیاز به اصلاح و تغییر می بینم ....
این 30 درصدی را که مثل استخوان در گلو و خار در چشم است کجا بگذارم ؟
وقتی قرار است هر بار رای می دهم خیال کنند که 100 درصد موافقم ؟؟؟ چرا از مشارکت در انتخابات استفاده ابزاری می شود؟ چرا از حق مردم استفاده ابزاری می شود ؟؟؟
اگر حضور و رای این مردم این اندازه اهمیت دارد ، اگر رای شان این اندازه معنا دار است چرا بقیه ی اعتراضات و درخواست ها و مطالباتشان تا این اندازه مهم نیست ؟
آیا این مردم تغییر می کنند ؟؟؟ یا چون مطالبات با طبع برخی ها سازگار نیست لزومی برای اهمیت دادن به آن دیده نمی شود ؟
خدایا نخواه که ما را در زندگی نیازمند انسان ها ببینی .....چرا که خوی هیولایی انسان ها خوی قدرت طلب و جاه طلب و نفسانی انسان ها .....حتی در عابد ترین عابدان و زاهد ترین زاهدان هم که باشد به اقتضای طبیعتش خود را برتر از همه می بیند
خدایا به همه کمک کن که با اخلاق باشیم....و بر نفس خود مسلط باشیم
خدایا تو گفته ای که " تا ملتی نخواهد سرنوشتش تغییر نخواهد کرد "
امروز اما حال من را ببین که هر نوع "خواستن" من در جهت خلاف آنچه که می خواهم تاثیر می گذارد ...تا آن حد که می گویم بگذار از خواستن خود هم دست بشویم.....
خدایا این حال جامعه ما آدم ها بدون تو است....خدایا به زندگی ما بازگرد...بگذار تو را بر اعمال و رفتار خود ناظر احساس کنیم......
تا حقیقت پیروز باشد