من حالم خوبه.....

به افکارم مسلط شدم و از اون حالت بدبختانه خارج شدم....

اجازه نمی دم که چیزی من رو از مسیری که می رم منحرف کنه.....

من دارم کار درست رو می کنم....به اندازه کافی با پسرم وقت می گذرونم و قوانین خودم رو هم دارم ..برای خودش...برای اینکه قوانین زندگی رو یاد بگیره ...نه خیلی بی برنامه و نه خیلی سخت گیرانه....یه مادر عادی ....که می خواد بچه اش همه جوره و در همه ی جوانب در یک حد معقولی رشد بکنه

سر کارم هستم و غرق در حل این مسئله ی جدیدی که بهم سپردند...

زنگ زدم خونه و صدای بازی کردن مهیار می اومد...

ماشین بازی.....

الان هم اینا رو نوشتم تا دوباره با انرژی برم سر کارم