صدای زنگ همسایه بغلی ما خیلی واضح میاد توی خونه ما....به طوریکه فکر می کنی زنگ خونه خودت رو می زنند....

اون وقت

ایشون خودشون و کل اعضای خانواده شون همیشه یک جوری زنگ می زنند که انگار سر آورده اند....چند تا و ممتد...

حالا تصور کنید ساعت یک ربع به 2 نیمه شب....بچه اتون خوابیده باشه ....خودتون بعد از جمع آوری های معمول شبانه رفته باشید توی تخت تا یک کمی بخوابید و تا می خواد خواب تون ببره ....

یکهو ....

صدای اولین زنگ ممتد...

تا بخواهید نفس بکشید در کمتر از کسر ثانیه به این فکر می کنید که الانه که بچه اتون توی اون اتاق بیدار بشه و کل پروسه ی خوابوندنش از اول شروع بشه....

در کسری از همین کسری از ثانیه.....صدای مهیب زنگ دوم .....

در اینجا در کسری کوتاه تر از کسر قبلی از ثانیه به ذهنتون میاد شاید لوله ی آبی نشت داده و این سرایداره که اومده بهتون اطلاع رسانی کنه که این جوری داره زنگ می زنه ....

و در این حالت به چشم های کاملا باز همسرتون که انگار باورش نمی شه یک نفر واقعا پیدا می شه که این وقت شب این جوری زنگ بزنه نگاه می کنید

و دوتایی در حالیکه مذبوحانه سعی می کنید صدا تولید نکنید که بچه اتون بیدار نشه می پرید از تخت پایین

و ......

به همسرتون که رفته پشت چشمی در و می گه که خانوم همسایه است می گید : خب در رو باز کن و بهش بگو به موبایل اونی که توی خونه است زنگ بزنه یا تلفن خونه

که .....

در اقدامی غیر قابل باور به صدای زنگ ممتد صدای کوبیدن به در هم اضافه می شه ....به طوریکه فکر می کنید لابد خبر فوت یکی رو آورده یا چه می دونم یک همچین خبر بدی

در همین اثنا که دارید با خودتون فکر می کنید که این جوری بد بخت اونی که توی خونه است زهره ترک می شه ......و به علاوه به آستانه ی تحمل بچه اتون که تا کی می تونه بیدااااار نشه از این صدا ها ....و کلی خواهش و التماس از خدای مهربون که بچه اتون بیدار نشه.....با در نظر گرفتن اینکه همسرتون لباس راحتی پوشیده و نمی تونه در خونه رو باز کنه .....

اون خانومه هم بی خیال نمی شه و انگار که ساعت 10 صبحه و همون جور که داره زنگ می زنه و به در می کوبه و فحش می ده !!!!! یک لگد هم می زنه به در !!!!!

در همین لحظه یاد مذاکرات با صدای بلند ایشون با مدیر ساختمان می افتید که در جواب تذکر آقای مدیر مبنی بر بالا بودن سرو صدای ایشان در هنگام میزبانی از میهمانانشان گفته بودند  : " بنده دکترا دارم و مدرک تحصیلی من از جمع مدارک تحصیلی اهالی این ساختمان بیشتره !!!! شما داری به من تذکر می دی؟؟؟!!! "

و فکر می کنی که تذکر هم احتمالا نتیجه ای نخواهد داشت.....

بالاخره در باز می شه و به سرعت به شدت بسته می شه

در حدی که بالاخره بچه ات بیدار می شه و می گه : مامان شیر

و تو

حیرت کردی از این همه بی مبالاتی و بی فکری یک مثلا خاااااانوم  !!!!