خیلی دلم می خواد وقت کنم این روزا یک سر برم اونجا....اما حیف هوا خیلی کثیفه مهیار رو نمی تونم ببرم بنابراین فکر کنم باید از خیرش بگذرم....حیف....

هنوز حقوق این ماهمون رو نریختند.....خدا رو شکر ما روی این پول حسابی باز نمی کنیم ولی بنده های خدا بقیه همکار ها خیلی براشون سخت می گذره....

ازهار داره 29 اذر می ره کانادا....امروز شیرینی داد و خداحافظیش بود...دلم گرفت....( هرچند ایمیل و ارتباطها باقی می مونن اما خب بودنش یه طعم دیگه داره )

شنبه تولد مامان مهربونمه .....خیلی دوست دارم که خوشحالش کنم برای همین دارم حسابی فکر می کنم !!!!

محسن هفته ی دیگه امتحان جامع داره و بعدش دیگه می تونه دنبال کار های فرصت باشه.........

من تصمیم گرفتم امسال امتحان بدم و بخونم ........باید تا فردا ثبت نام کنم